Architect & Management
دانش و علم
درباره وبلاگ


این وبلاگ سعی بر آن دارد تا نگرشی نو به معماری و مدیریت داشته باشد

مدیر وبلاگ : سید ضیاء حسینی
نظرسنجی
به نظر شما دلیل اصلی عقب افتادگی زمانی و افزایش هزینه های در پروژه چیست؟








چهارشنبه 17 مهر 1392 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

مرجع کتابها

فراخوانهای علمی پژوهشی

وبلاگ شخصی دکتر مهدی روانشادنیا

اخبار مهندسی عمران
انجمن بتن ایران

انجمن علمی مهندسی فسا
انجمن علوم ژئوماتیک ایران
انجمن مهندسان آمریکا
انجمن مهندسان راه و ساختمان
اورژانس معمار

ایران آرشیتكتز
ایران بتن
ایران سازه دات کام
ایران کامپوزیت
ایران هیدرولوژی

باشگاه مهندسان و دانشجویان ایران
بانک مقالات دانشجویی
پرشین کد

پایگاه آموزشی دروس تخصصی عمران
پایگاه اطلاع رسانی معماری
پایگاه بین المللی زلزله
پایگاه خبری مسکن و معماری
پایگاه خدمات مهندسی عمران
پایگاه فناوری نانو

پژوهشکده زلزله شناسی ایران 
تالار گفتگوی مهندسی عمران ایران
خبرگزاری دانشجویان عمران ایران

خدمات مهندسی بلند آشتیان

دایرة المعارف اینترنتی ویکیپدیا
دایرکتوری مهندسی عمران

ری سوله 

سازمان علمی دانشجویان عمران
سایت آموزشی همکلاسی
سایت تکنولوژی عمران
 
سایت شخصی مهندس کشاورز
سایت علم و فن
سایت عمران ایران
شبکه اطلاع رسانی ساختمان ایران
شرکت بهراد سازان پارسه

مؤسسه استانداردو تحقیقات صنعتی
ماهنامه راه و ساختمان 
مرجع مهندسی عمران 

مرکز اطلاعات تخصصی مدیریت شهری
مرکز عمران ایران
مرکزIT پیمانکاران ایران
معاونت فنی برنامه و بودجه
معماران

مهندسی عمران بهبهان

نشر علم عمران

وب سایت تخصصی مهندسی عمران

وبلاگ آذر سیویل
وبلاگ احسان میلانی

وبلاگ تخصصی عمران - كامپیوتر
وبلاگ دانشجویان دانشگاه آذربایجان

وبلاگ دانشجویان دانشگاه امام حسین
وبلاگ دانشجویان مرکز آموزش فسا

وبلاگ راهنما و آموزش xsteel 
وبلاگ سه خط

وبلاگ صالح دانشفر

وبلاگ صنعت ساختمان
وبلاگ مرکز آموزش مهندسی عمران

وبلاگ مهندسی فولاد و بتن

وبلاگ مهندسی عمران و معماری
وبلاگ نرم افزار و مقالات عمران
وبلاگ نکات برتر مهندسین عمران
وزارت مسکن و شهرسازی





نوع مطلب : کنکورکارشناسی ارشد، شعر، مهندسی صنایع، مدیریت پروژه وساخت، استاندارد PMBOK، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اسفند 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

مـــــعــــنـــی مــــــــادر ! ...

WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN…………………
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت

“STUPID RAIN”
باران احمق

THAT’S MOM!!!
این است معنی مادر





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اسفند 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی
فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ روبه روی یک آب نمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه
- مطمئنی؟
- نه
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد؛ کیفش را باز کرد؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!



نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اسفند 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.
بالاخره پرسید:
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی.
در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی...

صفت اول : 
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .

صفت دوم :

گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .

صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی.




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 بهمن 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

من هستم... زنده ام. نفس می کشم...

هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند

تا خانه پیاده بیایم..

هوس می کنم تنها قدم بزنم... تنها گریه کنم...

تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.

اما هنوز هستم..

هنوز عاشق بارانم...

 چقدر خسته می شوم گاهی ... دلم می خواهد بخوابم...

دلم می خواهد بخوابم و وقتی بیدار شوم ببینم تمام روزهایی که گذشت را خواب بوده ام...
 

برگردم... همه این راه رفته را ...

برگردم

من میان گذشته هایم هنوز جا مانده ام...

آری

من هنوز هم هستم

نفس میکشم

هنوز شعر می خوانم... شعر می گویم..... می نویسم..





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 دی 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی
تـــــــو فـقطــ بـا مـــــن بـاش . . .
.
.
.
مـــن قــول میـــدهم
.
.
.
بــا خـــودم هــم
.
.
.
.
.
.
.
قطــع رابطـــه کنـــم !!!





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 10 آذر 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

تـــو که می خندی

گوشه های لبت

به بهشت می رساند مرا

و ترانه ی قلبت

 دنیا را

به لبخندی آغشته می کند

که فقط یک لحظه به دنیا می آید…





نوع مطلب : ساختمان، مدیریت اجرایی، مدیریت اجرایی، مدیریت اجرایی، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

صدای مؤذن از سمت مسجدالنبی شنیده می¬شد.
در خانه امام موسی کاظم(ع) همه چشم به راه آمدن فرزندی بودند.
خدمتکاران، دور تا دور نجمه خاتون نشسته بودند و او را دلداری می¬دادند.
ـ به زودی به دنیا می¬آید.
ـ نگران نباشید!
امام کاظم(ع) به همراه فرزندش امام رضا(ع) به مسجدالنبی رفته بودند.
امام موسی کاظم(ع) به خانه برگشت و باز قرآن خواند.
ساعتی از شب گذشته بود که صدای نوزادی در خانه پیچید.
همه با خوشحالی به هم تبریک گفتند.
نوزاد را به برادرش نشان دادند.
امام رضا(ع) به چهره خواهرش نگاه کرد.
امام موسی کاظم(ع) نوزاد را بغل گرفت و نام معصومه را برای او برگزید




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می 
شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

خدایا . . . نمیدانم من 
کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی 
خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم 



نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

پایم را از تلخی گذشته ها بیرون می کشم !

بیا باور نکنیم ٬

که در سرمای مرگ آور زمستان ٬

به آگاهی زمین هبوط کردیم

 و یاد گرفتیم ٬ 

که ...

هوای این جا بس ناجوانمردانه سرد است ...!!!

 

 

مهدی اخوان ثالث

http://www.entezaretoolani.blogfa.com/





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 خرداد 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

تو رو به خدا بعد من

 

مواظب خودت باش

 

گریه نکن ، آروم بگیر

 

به فکر زندگیت باش

 

غصم میشه اگه بفهمم

 

داری غصه میخوری

 

شکایت از کسی نکن

 

با اینکه خیلی دلخوری

 

دلت نگیره مهربون

 

عاشقتم اینو بدون

 

دلم گرفته میدونی

 

از هم جدا کردنمون

 

دل نگروتنم همش

 

اگه خطا کردم ببخش

 

بازم منو به خاطرِ

 

تمومه خوبیات ببخش

 

اصلا فراموشم کن و

 

فکر کن منو نداشتی

 

اینجوری خیلی بهتره

 

بگو منو نخواستی

 

برو بگو تنهایی رو

 

خیلی زیاد دوسش داری

 

اگه تنها بمونی

 

با کسی کاری نداری

 

دلت نگیره مهربون

 

عاشقتم اینو بدون

 

دلم گرفته میدونی

 

از هم جدا کردنمون!!!!!



رهام





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فاطمه اكتفا به نامش نكنید 
نشناخته توصیف مقامش نكنید 
هر كس که در او محبت زهرا نیست 
علامه اگر هست سلامش نكنید 

بر حاشیه‌ی برگ شقایق بنویسید 
گل ، تاب فشار در و دیوار ندارد 

پیمبری كه عمری غم خوار امتش بود 
روی كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟! 

دل از غم فاطمه توان دارد ، نه 
و ز تربتِ او كسی نشان دارد ، نه 
آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری 
جز مهدی صاحب الزمان دارد ، نه 

حضرت محمد (ص) می فرمایند : فاطمه پاره تن من است . هركه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطركرده 
و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است . 

در بین آن دیوار و در ای فدایی حیدر 
دادی تو شش ماهه پسر بهر یاری حیدر 

یا علی قبر پرستویت کجاست؟ 
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟ 

من با که گویم این که بهارم خزان شده 
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده 
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست 
رفت از برم به قامت همچون کمان شده 

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم 
محتاج عطا و كرم فاطمه ایم 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود 
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود 
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه 
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود 

خزان زود هنگام و كبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد . 

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست 
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست 
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست 
کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست 

سر فصل کتاب آفرینش زهراست 
روح ادب وکمال و بینش زهراست 
روزی که گشایند در باغ بهشت 
مسئول گزینش و پذیرش زهراست 

دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است 
فریاد من در آنجا ، علی علی علی بود 
بر روی سینه ی من ، با میخ در نوشتند 
این جرم گفتن علی علی علی بود 
من هم زخون سینه ، بر روی در نوشتم 
تنها گناه زهرا ، علی علی علی بود 

امام صادق(ع) می فرمایند: 
هر کس به شناخت حقیقی فاطمه (س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است . 

جز علی و پدرت، قدر تو را كس نشناخت 
شب قدری و بُوَد قدر تو پنهان ، زهرا 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : 
من نام دخترم را فاطمه (س) گذاشتم ؛ زیرا خداوند ، فاطمه (س) و هر کس که 
او را دوست دارد ، از آتش دوزخ دور نگه داشته است. 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : 
فاطمه (س) پاره تن و نور چشم و میوه دل من است. 

الا ای چاه ! یارم را گرفتند 
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند 
میون كوچه‌ها با ضرب سیلی 
همه دار و ندارم را گرفتند 

در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند 
ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند 
السلام علیک یا فاطمة الزهرا 

یا علی خرابم از غمت 
سوختم کبابم از غمت 
زخم کهنه را نمک زدند 
همسر تو را کتک زدند 

منم زینب که بی دلدار مانده ست 
به قلبم خون به چشمم خار مانده ست 
نگاهم خیره می ماند همیشه 
به آن خونی که بر دیوار مانده ست. 

هر سینه که دوستدار زهراست 
آشفته و بی قرار زهراست 
گنجینه ی هفت آسمان ها 
در سینه ی خون نگار زهراست 
از شرح کرامتش همین بس 
عالم همه وامدار زهراست




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی
من تمام هستیـم را در نبـرد با سرنوشـت در تهاجم با زمان آتـش زدم ، کشتـم
من بهار عشـق را دیـدم ولـی باور نکردم ، یه کلام در جـزوه هایم هیچ ننوشتم
من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن همه
صبر و قرارم رفت
بهارم رفت
عشقم مرد
یارم رفت

رسیدم آخر خط ...





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

لحظه ی دیدار  نزدیک است

باز من دیوانه ام _مستم

باز میلرزد دلم دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های! نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ!

های !نپریشی صفای زلفکم را دست!

و آبرویم را نریزی دل!

ای نخورده دست

لحظه ی دیدار نزدیک است

 

 

مهدی اخوان ثالث







نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : سید ضیاء حسینی

گهی در یادم آید چون نگاهت

به ظن افتم از آن طرز نگاهت

 

كه چشمم چون به مژگانت بیفتد

هنوزم می شوم مست از نگاهت

 

سكوتت معنی دیدار می داشت

نگاهت خفته را بیدارمی داشت

 

ولی

افسوس....

 

نگاهت را ز دیدم دور كردی

دلت را در دلم محصور كردی

 

نگاه من دگر سویی ندارد

از آن پس دیده ام را كور كردی


صالحی





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات